پیچک

چتریووووووووووو

امروز داشتم با سمانه برمیگشتم خونه، یه پسره درحالیکه یه بغل کتاب دستش بود از کنار من رد شد و خداشاهده با یه ذوقییییییییییی انگار تاحالا دختر ندیده، برداشت گفت چتریووووووووووووووووووووووووووووووووو پشمام ریخت قشنگ🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

برچسب‌ها: همینجوری
یله | دوشنبه یکم بهمن ۱۴۰۳ 15:36
ارتباط با پیچک!
بیوگرافی
نمیدانم! شاید باید سخت باشد! اینکه من اینجارا با دفتر خاطراتم اشتباه گرفته ام....! روزهایم در گذرند و من، هر چیزی که در زندگی آن لحظه مببینم و برایم بسیار بیشتر از ارتفاع قامت جمجمه ام باشد، اینجا به یادگار میگذارم..!