پیچک

آخرین فرم

این مهر آخرین مهریه که میرم مدرسه!آخرین روزهاییکه که فرم میپوشم...آخرین دفعاتیه که روی نیمکت میشینم و هزار تا اخرین بار دیگه!
ناراحتم؟ بله... ترسیدم؟ بله....نگرانم؟بله... خوشحالم؟ شاید.....
و بیشتر از هر چیزی از اینکه مهر سال دیگه دانشجو ی دندون نشده باشم میترسم.....

برچسب‌ها: تقویم
یله | شنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۳ 23:37

ورزش

یکی از چیزاهایی که همیشه مد نظرم بود این بود که یه ورزشو حرفه ای شروع کنم. اونقدر حرفه ای که برم مسابقات جهانی و حتی المپیک:)قصد دارم بعد کنکورم شروعش کنم...ببینم المپیک 2028 یا 2032 یه مدال داره برای من یا نه😂

برچسب‌ها: همینجوری
یله | چهارشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۳ 21:27

بابام

من با بابام زیاد رابطه خوبی ندارم! دوتا آدم متفاوتیم و شاید سر هم پدرم رو ۱۰ یا ۱۲ بار بغل کرده باشم... امروز نشست باهام صحبت کرد و چند بار تو حرفاش گفت تو دختر منی! تک دخترم..معلومه که دوست دارم.. و من بسختی جلوی گریمو می‌گرفتم:) و بعد از اینکه صحبتاش تموم شد بوسش کردم و بغلش کردم و احساس میکنم بغض کرده بود... شاید پدرم؛ پدر کاملا خوبی برای من نباشه ولی قطعا تمام تلاششو برای پدر خوب بودن می‌کنه...
برچسب‌ها: همینجوری
یله | یکشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۳ 18:14

خط ۲۶

چند روزیه که خودم با اتوبوس برمی‌گردم و اصلا عادت ندارم! یعنی نشستم تو ایستگاه و کاری هم نمیکنم ولی اصلا متوجه اتوبوس نمیشم 😂😂همش منتظرم یکی بیاد دنبالم... میبینی خط ۲۶ میاد و می‌ره من اصلا نمی‌فهمم بعد دوستم از اون ور داد میزنند وایییی تو مگه با ۲۶ نمی‌خواستی بری؟ بعد تازه دوهزاری میوفته😭😭😂 وای اینم بگم.. پشت ایستگاه اتوبوس یه پاساژ خیلی معروفه بعد یه مرده هست حدودا ۳۷.۳۶ ساله که طلافروشی داره تو اون پاساژ.. من هر وقت میرم میبینم اونم دم در با دوستش واستاده.. بعد اصن موها جو گندمی و گوجه کرده به به😭😭 ولی خیلی سیگار می‌کشه.. قشنگ سیگار و با سیگار روشن میکنه

برچسب‌ها: تقویم
یله | پنجشنبه یکم شهریور ۱۴۰۳ 17:49
ارتباط با پیچک!
بیوگرافی
نمیدانم! شاید باید سخت باشد! اینکه من اینجارا با دفتر خاطراتم اشتباه گرفته ام....! روزهایم در گذرند و من، هر چیزی که در زندگی آن لحظه مببینم و برایم بسیار بیشتر از ارتفاع قامت جمجمه ام باشد، اینجا به یادگار میگذارم..!