امروز اسباب کشی داریم و خب یه پسر تقریبا ۱۹ ساله هم بین کسایی که اسباب و جابه جا میکنن هست که انقدررررر مودبه که اصلا پشمام واقعا... دست اون مادری که اینو تربیت کرده باید بوسید واقعا
یله | دوشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۳
12:48
امروز با آقای برادر رفتیم اسکمو خوردم:) خیلی بد مزه بود😭😭 شماها نخورین😂😂
یله | پنجشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۳
23:39
عرضم به حضورتون که امروز داشتم با معلم فیزیک پارسالم صحبت میکردم و یهو خیلی رندوم گفت چون تو خودت خوشگلی هر مدل موییم بزنی بهت میاد.. بعد من اینجوری بودم که واییییییییییییییی مرسیییی😂😂😂
یله | دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۳
9:6
"دوستت دارم" و انگار هیچ گاه این جمله برای بیان تمام آنچه که از سمت تو؛ در خودم یافته ام؛ کافی نبوده است...
یله | شنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۳
22:55
پوففف! عجب امتحان گندی بود! اعتراف میکنم امتحانای قبلو الکی میگفتم بد بود و این واقعنننن بد بود! نه اینکه یاد نداشته باشما نهههه وقتش کم بود.. نتونستم یه سوال و بنویسم کلا😭😭
یله | شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۳
10:47
از دیروز که از خواب بلند شدم تا الان نخوابیدم... امیدوارم دینیمو خوب بدم
یله | چهارشنبه نهم خرداد ۱۴۰۳
4:45
خاک تو سر من بکنن که آنقدر احمقممم:))) روانی بی خاصییتت یه امتحان و نمیتونی خوب بدی... آخه شیمی چی بود که خرابش کردی...
یله | دوشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۳
11:1
من هیچ وقت تورو ندیدم! هیچ وقت لمست نکردم و هیچ موقع دنبال نگاهت نگشتم... پس این همه علاقه از کجا میاد؟ چرا هر طرفی میرم تهش برمیگردم پیش تو؟ چرا فکر نبودنت انقدر آزار دهنده است؟ تو که همین الانشم نیستی... آخ صنم خوش لقا ؛ پنبه ی قشنگم؛ واقعی ترین پران.. چقدر دوستت دارم
یله | شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۳
21:54
امروز اولین امتحان نهاییمو دادم! ترسیدم.. سخت نبود اصلا اما من نمیدونم چیکار کردم...امیدوارم بالای ۱۷ بشم
یله | شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۳
10:51
فردا نهایی دارم؛ باز ترسیدم... دست و پامو گم کردم و توی پوسته ی بدبختیم فرو رفتم...خدای نازم؛ این حسا چیه آخه؟ خودت درستم کن لطفا:)
یله | جمعه چهارم خرداد ۱۴۰۳
19:41
آخ الهی که من قربون تو بشم مامان جان که تو هم عکاسیت خوبه هم صدات خوبه هم هوشت خوبه هم قیافه خوبه هم هیکلت خوبه هم اخلاقت خوبه هم همه چیت عالیه😫😫😫😫چقدر دوستتت دارم آقای ح
یله | جمعه چهارم خرداد ۱۴۰۳
0:20
ولی از من به شما نصیحت؛ توی استایلتون ریسک پذیر باشید! مدل موی جدید امتحان کنید؛ استایلتونو کلا عوض کنید؛ رنگ های جدید و بپوشید و مطمین باشین حداقل یه کم از روزمرگی هاتون راضی میشیم! بعنوان مثال بنده مطمئن بودم چتری بهم نمیاد؛ زدم و خب دیدم بهم میاد😭😂 و الان از خودم خیلی راضی ترم.. شمام امتحان کنین:)
یله | پنجشنبه سوم خرداد ۱۴۰۳
22:17
با توجه به اینکه این عکس از معدود عکس های مورد علاقمه؛ شووو میزارمش اینجا🐣
یله | پنجشنبه سوم خرداد ۱۴۰۳
10:26
من هیچ وقت اعتماد بنفس نداشتم:)) اینجوریم که اگه یکی ازم تعریف کنه فک میکنم قشنگم و یکی بگه بدم مطمئن میشم بدم:)) این حسو نمیدونم چیکار کنم واقعا
یله | چهارشنبه دوم خرداد ۱۴۰۳
23:2
صبح بلند شدم دیدم توی توییتر بالای ۱۰۰ نفر فالوم کردن:) پشمام ریخت قشنگگ
یله | چهارشنبه دوم خرداد ۱۴۰۳
14:12
من هیچ وقت لکه های آبه توی آشپزخونه رو نمیبینم! هیچ وقت متوجه تار های موی توی خونه نمیشم! هیچ وقت آشغال های ریز روی فرش رو نمیبینم و همیشه برام سوال بود؛مادرم چطوری تمام اینها رو میبینه؟ و گذشت تا زمانی که مسئولیت خونه یک هفته با من بود.. توی اون هفت روز من تمام ردهای پا رو روی سرامیک ها میدیدم؛ من نامرتبی سینک و کثیفی به چشم نیومده اتاق ها رو میدیدم:) و اونجا متوجه شدم خانه دار بودن چقدر انسان رو ظریف و نکته بین میکنه و حقیقتش متنفرم از خانه دار بودن
یله | سه شنبه یکم خرداد ۱۴۰۳
21:23