پیچک

آروم بگیر دختر

پناه برخدا! نمیدونم چرا انقدر حرف مردم روم اثر میزاره یعنی قشنگ یکی که یه حرفی بهم میزنه، اون حرفه پا میشه میره توی ته ته ذهنم میشینه و بیرونم نمیاد دیگه.. یک ساعت پیش رفتم از مارکت جلوی پانسیون چیزی خریدم مرده نمک ریخت من خواستم بیام بیرون آروم گفتم گوله نمک، بعد 3.4 ثانیه مرده یه چیزی گفت با صدای تقریبا بلند من حالا اصلا نشنیدم چی گفت، با من بود یا چی ولی از اون موقع فکرم درگیره....
پوفففففففففف، یکم آروم بگیر دختر

برچسب‌ها: کمی بد , تقویم
یله | جمعه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۴ 18:36

پسر عمو

من از حقم گذشتم! نمی‌دونم کارماعه؛ نتیجه ظلمیه که به من کردیه چیه ولی داری نابود میشی! من بخشیدمت.... امیدوارم برات همه چی بهتر بگذره پسر عمو-

برچسب‌ها: تقویم
یله | جمعه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۴ 19:45

عاشق

بچه ها من متاسفانه عاشق شدم!

یله | شنبه نهم فروردین ۱۴۰۴ 2:14

شاید شد

اندازه تمام روز هام میتونم از ماجراهای این چند روزه سالن بگم، ولی شبا انقدر دیر میام و خستم که وقت نمیکنم:) یه روز شاید شد

برچسب‌ها: درسام , تقویم
یله | جمعه یکم فروردین ۱۴۰۴ 23:58
ارتباط با پیچک!
بیوگرافی
نمیدانم! شاید باید سخت باشد! اینکه من اینجارا با دفتر خاطراتم اشتباه گرفته ام....! روزهایم در گذرند و من، هر چیزی که در زندگی آن لحظه مببینم و برایم بسیار بیشتر از ارتفاع قامت جمجمه ام باشد، اینجا به یادگار میگذارم..!