پیچک

گوشت قربونی

حس میکنم وارد یه گرداب بدون انتها شدم! شبیه یه گوشت قربونی!! کی این ماجرا تموم میشه؟ تیر سال دیگه.. وقتی که احتمالا خودم هم تموم شدم.... الان برام مهمه که دندون بیارم ولی اگه نشه دیگه مهم نیست.. دانشگاه هرچی بیارم میرم...دوست ندارم حتی یک روز دیگه هم به این روزا اضافه بشه، چه برسه به یک سال دیگه...

برچسب‌ها: درسام
یله | چهارشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۳ 20:31
ارتباط با پیچک!
بیوگرافی
نمیدانم! شاید باید سخت باشد! اینکه من اینجارا با دفتر خاطراتم اشتباه گرفته ام....! روزهایم در گذرند و من، هر چیزی که در زندگی آن لحظه مببینم و برایم بسیار بیشتر از ارتفاع قامت جمجمه ام باشد، اینجا به یادگار میگذارم..!