پیچک

سقوط من در خودمه

بیشتر از هر چیزی ناراحتم بخاطر این 2 روز که درست درس نخوندم! اینجوری نمیشه! همینجوری برم جلو کم کم از خودم متنفر میشم... همه باور کردن که من قراره دندون پزشک بشم! از خودم گرفته تا خانوادم و دوستام و آدماییکه ازشون فقط یه اسم میدونم.... پس نمیخوام مثل همیشه فقط ادا باشم! ادای درس خوندنا رو در بیارم، ادای آدمای خوشحالو دربیارم.... بهم گفتی جون کندنی و بکن برو... همه کار میکنم که بفهمی باور کردم حرفتو...

برچسب‌ها: درسام , همینجوری
یله | سه شنبه دهم مهر ۱۴۰۳ 3:37
ارتباط با پیچک!
بیوگرافی
نمیدانم! شاید باید سخت باشد! اینکه من اینجارا با دفتر خاطراتم اشتباه گرفته ام....! روزهایم در گذرند و من، هر چیزی که در زندگی آن لحظه مببینم و برایم بسیار بیشتر از ارتفاع قامت جمجمه ام باشد، اینجا به یادگار میگذارم..!