پیچک

اضافی...

گاهی وقتا نمیدونم چرا انقدر از خودم بدم میاد:) از زندگیم،از روزام، از تمام لحظه هام..... خیلی وقتا حس اضافی بودن میکنم! یه لحظه به خودم میام و میبینم چقدر خسته ام! چقدر نا امید! چقدر اضافی! نمیدونم مشکل کجا است! نمیدونم کودوم قسمتم وصله ی ناجور شده و منو اذیت میکنه! نمیدونم کدوم قسمت زندگیم وصله ناجور شده و منو اذیت میکنه! اصلا نمیدونم چرا حالم بد میشه...... چقدر باید سخت باشه، توی گوشه ی تاریک زندگی گیر افتادن.....

برچسب‌ها: همینجوری
یله | جمعه بیست و دوم دی ۱۴۰۲ 14:12
ارتباط با پیچک!
بیوگرافی
نمیدانم! شاید باید سخت باشد! اینکه من اینجارا با دفتر خاطراتم اشتباه گرفته ام....! روزهایم در گذرند و من، هر چیزی که در زندگی آن لحظه مببینم و برایم بسیار بیشتر از ارتفاع قامت جمجمه ام باشد، اینجا به یادگار میگذارم..!