پیچک

باز هم من

امروز تولدم است و بخواهم راستش را بگویم، امروز را دوست دارم..

قلم خشک شده ام امروز به جوهر افتاده است و من بازهم سبز شده ام. برنامه ها داشتم، روز تولدم به اویی که نیست پیام بدهم، عکس هایم را بفرستم و به انتظار بشینم تا از من و روز هایم تعریف کند، اما او نیست، او باز هم نیست...

امروز را به قامت تک تک روزهایم آرزو دارم، آینده ام من باشد، روزهای زیاد آینده که خودم را در آینه ای دیدم بگویم:من رسیدم به هر آنچه که مرا برای داشتنشان بزرگ نکردند....

به ماند به ثبت از من در مدرسه:کلاس دهم؛ با گوشی هلیا...

پیچک

برچسب‌ها: زنگار ها
یله | یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ 8:31
ارتباط با پیچک!
بیوگرافی
نمیدانم! شاید باید سخت باشد! اینکه من اینجارا با دفتر خاطراتم اشتباه گرفته ام....! روزهایم در گذرند و من، هر چیزی که در زندگی آن لحظه مببینم و برایم بسیار بیشتر از ارتفاع قامت جمجمه ام باشد، اینجا به یادگار میگذارم..!